امروز : یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۰۶
با نگاهی به نمایش ناگهان همه بر می خیزند به آوازی دیگر

دنیا و مردمش محتاج آوازی دیگرند!

آوازی دیگر کار خانم سعیده آجربندیان با بازی فاطمه سرلک، پرستو آل رسول، ناصر عاشوری، پیمان محسنی و زهرا پرهون در تماشاخانه ارغنون به روی صحنه رفت به راستی آوازی دیگر بود هم جنس زمان و آیینه زنان و مردان که حقیقت گم شده خود را پس از رنج و مرارت سالهای سردگمی می‌یابند و وصال حقیقت را درک می‌کنند.
دنیا و مردمش محتاج آوازی دیگرند!
یکشنبه | ۱۳۹۶/۱۱/۰۸ - ۱۸:۳۶ |
کد خبر : ۵۲۱۵ |
علمی و فرهنگی

"ناگهان همه بر می‌خیزند ... به آوازی دیگر" را دیشب در اولین اجرا که ویژه جشنواره تئاتر فجر بود دیدم، امسال جشنواره را جشن گفتگوی تئاتر ایران نام گذاری کردند و چه کاری خوبی کردند، اما آوازی دیگر که کار خانم سعیده آجربندیان بود و با بازی فاطمه سرلک، پرستو آل رسول، ناصر عاشوری، پیمان محسنی و زهرا پرهون در تماشاخانه ارغنون به روی صحنه رفت به راستی آوازی دیگر بود از جنس زمان و زنان و مردان که حقیقت گم شده خود را پس از رنج و مررات سالهای سردگمی می‌یابند و وصال حقیقت را درک می‌کنند.
خوشحالم در دنیای نقاب‌ها زنی از سرزمین من به روی صحنه می‌برد آوازی را که در دل زنان سرزمین ما سرکوب شده!
داستان، روایت از زندگی زنی است که خود راوی زندگی همه است کار ساده‌ای نیست اما شدنی بود و چه هوشمندانه مسائل روز جامعه بیان شد نقاط تاریک و روشن این نمایش همچنان به مخاطب هشدار می‌دهد که هنوز همه بر نخواسته و همان آواز قبلی به گوش می‌رسد.
آواز زندگی مردان و زنان جامعه ما آوازی است که در تار تنیده اساطیر کهن با لایه‌هایی از غبار گمراهی در تاریکی‌های زمانه خموش مانده و انگار چند قرن رطوبت و نم و نای امواج آن را به سکوت تبدیل کرده.
فکر می‌کنم آواز از سازی زنگار گرفته برمی‌آید گاهی چنان خشن است که فقط گوش کر می‌کند و دیگر گوش شنوا ندارد.
این نمایش عجیب داغ دل مرا تازه کرد و چه حس و حال غریبی بود روایت نمایندگان جامعه را دیدن.
نمایش حکایت از سنت‌ها و اجبارهایی بود که تمامیت هستی افراد را نشانه گرفته و در خود بلعیده بود، آری دخترکی در عنفوان نوجوانی به خانه بخت رفته و ناچار مادر می‌شود و چه زود دخترکان سرزمین ما زن می‌شوند مثل بی‌بی نمایش "ناگهان همه بر می‌خیزند.... به آوازی دیگر" و این تمام ماجرا نبود ... جایی می‌بینید زن جوانی که برای سفره خالی و طفلی که در شکم دارد مجبور به ازدواج دیگر شده در حالیکه رد و نشانه‌ای از همسرش که به جنگ رفته نداشته، آری روایت جنگ است اما جنگ بین آدم‌ها فقط در جبهه‌ها نیست جنگ‌هایی بسی سهمگین‌تر در میان آدم‌ها هست که جنگ نظامی گاهی پیش آن گم است.
جنگ و صلح همیشه هست و باید انتخاب کرد.
انتخاب صحنه برای نمایش انتخابی زیرکانه است، حمام زنانه آن هم در مجاورت غسالخانه و چه تعبیر غریبی است، حمام زنان و مجاورت آن با حمام مردگان در سرزمینی که آرزوهای دخترکان و زنان آن در جهالت بسیار مردمان دفن می‌شود!
اما حمام زنانه متروک جایی که نشان از ترقی جامعه دارد و تنها اجتماع زنان در دوره‌ای دیگر مشتری و مخاطب خود را از دست داده!
داستان حکایت‌های ظریفی دارد که اگر نیک بنگری صحنه‌های زندگی را در دوران مشخص برایت تکرار کرده و جامعه معاصر را به چالش می‌کشد و تا آن هنگام که همه بر می‌‌خیزند ... به آوازی دیگر!
آری در ابتدای نمایش همه نشسته بودند و در پایان همه ایستادند و این خود سرآغاز خوبی بود برای سردادن آوازی دیگر... آوازی که ندای دل ماست و هر لحظه به ما نهیب می‌زند... آوازی که گاهی اینقدر که به ما هشدار داده و سرکوب شده گاهی دیگر حتی نایی و نوایی برایش نمانده، آواز دیگر وجودتان را دریابید!
اکرم سادات حسینی
خبرنگار، ایده پرداز

              

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 محدودیت حروف
متن شما باید بیشتر از 10 حرف باشد
  • اولین نظر را شما بدهید