به گزارش پایگاه خبری، تحلیلی باز انتخابات، به نقل از سحر پایگاه اطلاع رسانی ستاد حسن روحانی.

١. امنیت چیست؟

الف: امنیت کلمه اى معرب است که ریشه آن امن و بمعنى آرامش خاطر و دور بودن از خطر و آسیب است در تضاد با ترس و مخالف با ضعف و جایگاهى است که بالاترین احساسات و عواطف انسانى در آن قابلیت رشد و نمو پیدا میکند.

ب: دایرة المعارف بزرگ لاروس ذیل واژه securiti آورده است، وضعیتى که شخص در آن از خطر واهمه ندارد و آرامش نفسانى از آن حاصل میشود.

٢. مفهوم امنیت ملى:

الف: هرچند کلمات ملی و امنیت و نیز معادل‌های آن در زبان‌های دیگر، هر دو جزو کلمات قدیمی هستند، ولی ترکیب آنها با یکدیگر یک پدیده اى جدید محسوب می‌شود، مفهومى با تعاریف مختلف و بسیط، برى بوزان در این خصوص می‌گوید: سیاستمداران از این که مفهوم امنیت را مبهم و نامشخص نگه دارند، کاملا خوشحال هستند چرا که در حمایت از اهداف متنوع بهتر می‌توان بدان تمسک کرد.

ب: امنیت ملی در معنی عام کلمه به معنای آزادی از ترس و فقدان خطر جدی از خارج نسبت به منافع حیاتی و اساسی مملکت است. یکی از هدف‌های اصلی هر کشوری تامین امنیت است و این به آن معناست که یک کشور سعی کند خطر جدی متوجه ارزش‌های حیاتی آن نشود. در دایره‌المعارف علوم اجتماعی، امنیت ملی چنین تعریف شده است: توان یک ملت در حفظ ارزش‌های داخلی از تهدیدات خارجی.

امنیت در زندگی بشر یک پدیده حیاتی است که بدون آن، ادامه حیات انسان با دشواری‌های جدی روبه رو خواهد شد، اهمیت امنیت از دیدگاه امام علی(ع) به گونه‌ای است که مناطق فاقد امنیت از دیدگاه ایشان بدترین مناطق معرفی می‌شود یا این ‌که اگر امر دایر شود میان امنیت نداشتن و پذیرش حکومت ظالم، امام پذیرش حکومت جابر را بر ناامنی ترجیح می‌دهد و می‌فرماید مردم ناگزیرند که حکومتی هر چند بدکاره و ظالم داشته باشند، تا امنیت را در جامعه حاکم گرداند بنابراین همچنان که درحوزه داخلی تامین امنیت مورد توجه قرار می‌گیرد، در بعد خارجی نیز تامین و رسیدن به جامعه امن بشری هدفی است که دولت امام علی(ع) به سوی آن حرکت می‌کند؛ زیرا در پرتو وجود امنیت منطقه‌ای و جهانی است که زمینه‌ آزادى هاى دینی و تضارب آرا فراهم میگردد و مردم می‌توانند با آرامش به کارهایشان بپردازند.

امنیت دارای صفات و ویژگی‌هایى است: امنیت امری نسبی است. - امنیت پدیده‌ای ذهنی است. - بین امنیت و قدرت رابطه منطقی و همیشگی وجود دارد. - لزوم محدود نشدن و گسترده بودن عرصه، قلمرو و حریم امنیتی.

امنیت پدیده‌ای ثابت و مشخص نیست بنابراین عامل زمان، ایدئولوژی، اوضاع و احوال بین‌المللی، موقعیت کشور و دید و نظر رهبران، نخبگان و مردم در کیفیت و کمیت امنیت و نحوه تحصیل و حفظ آن تاثیر بسزایی دارد. دولت‌ها برحسب مقام و موقعیتی که در عرصه مناسبات بین‌المللی دارند و نیز براساس مبانی ارزشی خود، تصورات و تلقی‌های متفاوتی از مفهوم امنیت دارند. یکی دیگر از صفات مسلم امنیت ذهنی بودن آن است. ذهنی بودن امنیت را می‌توان ناشی از ٤ امر دانست:

الف - میزان اعتباری که نخبگان و تصمیم‌گیرندگان یک کشور برای نیروهای تهدیدکننده قائل می‌شوند.

ب - میزان ارتباطی که آنان می‌توانند با عامل یا عوامل تهدیدزا برقرار کنند.

ج - میزان توانایی (محدودیت و مقدورات) خودی در مقابله با دیگری (تهدید)

د - میزان و درجه اعتبار، فوریت، اولویت و مرکزیت ارزش‌ها و منافع مورد تهدید.

دامنه امنیت یک کشور با قدرت آن کشور ارتباط مستقیم دارد و قدرت کشورها نیز متفاوت است. هرچند بیشتر متخصصان علم سیاست بر این اعتقادند که تفاوتی آشکار میان دولت‌ها در عرصه سیاست بین‌الملل از نظر ماهیت، اندازه و نفوذ آنها وجود دارد؛ اما درباره چگونگی دسته‌بندی آنها نیز اختلافات درخور توجهی به چشم می‌خورد. با توجه به این که امنیت ملی دارای دو بعد داخلی و خارجی است که با یکدیگر داراى ارتباط مستقیم هستند.

می‌توان گفت: امنیت ملی یعنی دستیابی به شرایطی که به یک کشور امکان می‌دهد از تهدیدهای بالقوه یا بالفعل خارجی و نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانه در امان باشد و در راه پیشبرد امر توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی و تامین وحدت و موجودیت کشور و رفاه عامه فارغ از مداخله بیگانگان قدم بردارد.

بصورت اجمالى مولفه هاى امنیت ملى را میتوان در موارد ذیل خلاصه نمود:

الف: رضایتمندى و مقبولیت ملى از حکومت و عوامل آن

ب: بقا، حفظ و افزایش قدرت نرم و سخت حکومت در سایه افزایش رضایتمندى ملى بدون توجه به دیدگاه هاى قومیتى، مذهبى(آزادى فعالیت اقلیتهاى مذهبى)

ج: پاسدارى از وحدت ملى و تمامیت ارضى با تقویت ساختارهاى مردم نهاد

د: حفاظت از جان مردم در برابر مخاطرات داخلى و خارجى با ایجاد ساز و کارهاى مناسب

هـ: رشد و توسعه نظام اقتصادی و مقابله با تهدیدهاى این حوزه با مشارکت دادن هر چه بیشتر بخش خصوصى و محدود کردن دولت ها به سیاست گذارى و نظارت و: مشارکت سیاسی مردم در انتخابات

یادداشت: اقای احسان افخمی