سیدحسن هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دولت یازدهم، در آخرین روز حیات او به دعوت، آیت الله هاشمی مهمان او شد، ناهار را با هم خوردند و به گفته وزیر بهداشت، مسائل مهمی در آن آخرین دیدار مطرح شد که هنوز هم ارزش بازخوانی دارد.

دو روز پس از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی و در حالی که مراسم تشییع پیکر او در جریان بود، با سید حسن هاشمی درباره آخرین روز دیدارش با او، گفت و گو کردم؛ مشروح این گفت و گوی اختصاصی را بار دیگر با هم مرور می‌کنیم:

* شما در آخرین روز حیات آیت الله هاشمی رفسنجانی با ایشان دیداری داشتید، چطور شد به دیدار ایشان رفتید؟

هاشمی: روز یکشنبه(19 دی 95) من پس از جلسه با وزیر ورزش و جوانان در وزارت بهداشت، در حال رفتن به بیمارستان لقمان برای افتتاح چند پروژه درمانی، از جمله تعدادی تخت ICU بودم که آیت الله هاشمی تماس گرفتند و بنده را برای ناهار دعوت کردند.

با توجه به اینکه قبلا برای ناهار از طرف آقای ناطق نوری دعوت شده بودم، جلسه ناهار با آقای ناطق نوری را به زمان دیگری موکول کردم و پس از افتتاح چند پروژه درمانی در بیمارستان لقمان در ساعت یک و نیم بعد از ظهر، ناهار در خدمت ‌آیت الله هاشمی بودم.

این اولین بار بود که ناهار را دو نفری با آیت الله هاشمی صرف می‌کردم، سابقه نداشت که ایشان بنده را برای ناهار به صورت خصوصی دعوت کنند، در این دیدار بیش از یک ساعت، دو نفری با هم صحبت‌های زیادی داشتیم که شاید اکنون زمان گفتن همه آن صحبت‌ها نباشد.

* چه حرف‌هایی بین شما رد و بدل شد؟

هاشمی: ایشان نسبت به برخی مسائل جاری و ‌آینده کشور به خصوص مسائل مربوط به رفاه اجتماعی و توجه به فقرا و محرومان صحبت و تاکید کردند که در دور آینده دولت با توجه به اینکه روابط بین‌الملل ایران با کشورهای دنیا بهتر خواهد شد و شرایط اقتصادی دولت هم مناسب‌تر می‌شود، باید آرزوهای بر زمین مانده درباره محرومان و نیازمندان را حتما محقق کنیم.

** آیت الله هاشمی گفتند، نگذاریم شرایط کشور به عقب برگردد

یک بخش مهم از فرمایش آیت الله هاشمی این بود که نباید اجازه دهیم شرایط به گذشته برگردد، که اگر برگشت هم ایران و هم انقلاب فرصتی برای بازسازی نخواهد داشت و باید حتما تلاش کرد که همین مسیری که آغاز شده با رفع معایبی که داریم، ادامه پیدا کند.

* شما نسبت به آیت الله هاشمی چه شناختی داشتید؟

هاشمی: ایشان انسان آزادی خواهی بودند و در بیانات و نوشته هایشان هم این نگاه مشهود بود، ایشان در سن سی و چند سالگی کتاب امیرکبیر را نوشتند و نگاهشان به کشور یک نگاه آرمانخواهانه بود و آرمانگرا بودند.

شخصیت ایشان بیشتر در زندان و در انس با قرآن شکل گرفت. ایشان در زندان تفسیری بر قرآن نوشتند و این مسئله روی شخصیت آیت الله هاشمی خیلی تاثیر گذاشت و ترس از خدا و تعلق خاطر نداشتن به دنیا و پرهیز از گناهان کبیره مثل دروغ، تهمت،‌ حسد و ریا، ناشی از آن برداشت قرآنی ایشان بود. زندگی ایشان به نظر من زندگی قرآنی بود، آنجا که گذشت می‌کرد،‌ گذشتی بود که از قرآن آموخته بود، آنجا که صبر می‌کرد، صبر قرآنی و دستور الهی بود،‌ شخصیت جامعی بود که همه تلاشش عزت و آبرومندی اسلام و آزادی و پیشرفت کشورش ایران بود.

آیت الله هاشمی به امت واحده اسلام خیلی امیدوار بود و اهتمام داشت، حیف شد، آقای هاشمی از جمع ما رفت، اگر چه ممکن است ساده لوحی باشد اما آرزو می‌کنم، ‌رفتن ایشان به این شکل که واقعا یک شوک در جامعه بود، حوادثی را مشابه زمان بعد از شهادت آیت الله بهشتی شکل دهد. زیرا آلودگی‌های ما خیلی زیاد شده است، اما از فضل و رحمت خدا ناامید نیستیم، اگر آن همگرایی و صداقتی که آن زمان داشتیم، اتفاق بیفتد، پایه‌های نظام و انقلاب مستحکم می‌شود و ایران پیشرفت می‌کند.

* از آن دوران چه درسی گرفته‌اید؟

هاشمی: آنها که در این انقلاب هم ریشه هستند، باید اختلافات را کنار بگذارند و افراد خناس را که بین‌شان نفوذ کرده‌اند، از خودشان دور کنند و اول از همه به خودشان نگاه کنند و بعد انگشت اتهام را به سمت دیگران بگیرند.

انقلابیونی که امروز کشور را در دست دارند، یکبار دیگر باید پالایشی را در خودشان و در اطرافیانشان انجام دهند که بتوانند راه حضرت امام(ره)،راه شهید بهشتی و راه آیت الله هاشمی رفسنجانی را ادامه دهند.

* ارزیابی شما از شرایط امروز کشور چیست؟

هاشمی: نباید فراموش کنیم که نقطه اتکایی بعد از خداوند داریم و آن رهبری است که باید محور وحدت همه امت اسلامی باشد، امیدواریم همه از رأس تا قاعده، یکبار دیگر به اعمالمان فکر کنیم. البته مردم بالاتر از قاعده هستند، مردم پاک‌تر و شریف تر از همه مسئولان هستند، اما همه باید باور کنیم که مرگ نزدیکتر از هر چیزی به ما است.

حتما حکمتی در رفتن آیت الله هاشمی و نوع مرگ این عزیز، نهفته که برای مسئولان عبرت آموز است. امیدوارم همه عبرت بگیریم و ببینیم که فرصت خدمت همیشگی نیست، مثل ابر بهار از دست می‌رود و باید برای رفاه مردم شریف اقدام کنیم، مردمی که صحنه‌های باشکوهی را برای بدرقه آیت الله هاشمی آفریدند.

با بدرقه باشکوه مردم، قدر و منزلت آقای هاشمی به عنوان یک روحانی صالح و مخلص نزد مردم شریف ایران بعد از چهار دهه کار اجرایی و مسئولیت مستقیم در عالی‌ترین سطوح مشخص شد، هیچ کس شاید باور نداشت که قدر و منزلت ایشان در قلب مردم با هر فکر و جریانی این قدر عزیز است.

*عکس العمل مردم برای شما چه معنایی داشت؟

هاشمی: در بدرقه مردم، صحنه‌های باشکوهی از قدرشناسی از کسانی که به اسلام و ایران خدمت کرده‌اند، ‌رقم خورد. انتظار این است که گرمای این قدرشناسی در سرمای زمستان گم نشود. همه مسئولان کشور باید از این مسائل درس بگیرند و بدانند که می‌شود همه مردم و همه انرژی‌های متراکم شده را زیر پرچم انقلاب جمع کرد و از این همه انرژی و توان برای ساخت کشور و تداوم انقلاب و راه شهیدان استفاده کرد.

**میراث آیت الله هاشمی رفسنجانی چه بود؟

هاشمی: اصل جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی میراث ‌آقای هاشمی رفسنجانی است که یکی از شاگردان امام راحل بود، هم ایشان و هم مقام معظم رهبری و شهید مطهری و آیت الله مهدوی کنی، کسانی بودند که در برپایی انقلاب نقش داشتند و البته مرحوم آیت الله طالقانی و از نظر من دکتر علی شریعتی و همه روحانیت مبارز و دانشگاهیان مبارز در این راه نقش داشتند.

اگر انقلاب را مولود وحدت حوزه و دانشگاه بدانیم، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی میراث فداکاری های این عزیران و شهدای حوزه و دانشگاه است و این بالاترین میراث است که متعلق به همه مسلمانان و آزادی خواهان جهان است.

انقلاب اسلامی میراث آیت الله هاشمی رفسنجانی و همه این عزیزان است اما نگرانیم که این انقلاب آن طور که امام راحل و این عزیزان می‌خواستند،‌ نتواند طی طریق کند و از گزند ‌آسیب‌ها مصون نباشد، البته با بودن مقام معظم رهبری و نسل اول انقلاب باید امیدوار بود. چون این افراد هرگز از پا نخواهند ایستاد تا زمانی که همه را زیر خیمه انقلاب جمع ببینند.

* نگرانی امروز شما چیست؟

هاشمی: به هر حال گاهی غفلت، منیت و گاهی خودخواهی و نفوذ افرادی که هم ریشه نیستند و چون در انقلاب و جنگ نقشی نداشته‌اند، ‌گاهی ارزان می‌فروشند و کاری می‌کنند که نتوانیم واقعیات را ببینیم و در اصلی و فرعی کردن مسائل انقلاب دچار تفرقه شویم.

 

منبع: ایرنا